بديع الزمان فروزانفر

79

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

از وصول بمطلوب و معشوق ، مشكلى در راه نمىماند علاوه بر آن كه پير مشرف است بر خواطر سالك و از اين رو ترجمان و باز گوينده‌ى اسرار و ضمائر او نيز تواند بود و چون مريد را بمقام كشف مىرساند و در اشراق را بر روى او مىگشايد حاجت ببحث و مناظره ندارد و مشكلات راه را بىقيل و قال از پيش پاى سالك بر مىگيرد و از نظر ديگر سؤال و بحث تا وقتى است كه وصول حاصل نشده و طالب در راه است ولى پس از رسيدن و يافتن ديگر محلى براى پرسش باقى نمىماند . و مولانا در بيان اين معنى مىفرمايد : تو سؤال و حاجتى دل بر جواب هر سؤال * چون جواب آيد فنا گردد سؤال اندر جواب ديوان ، ب 3259 نظير آن از گفته‌ى شيخ سعدى : ديدار تو حل مشكلاتست * صبر از تو خلاف ممكناتست غزليات سعدى ، ص 30 مرحبا يا مجتبى يا مرتضى * ان تغب جاء القضاء ضاق الفضا إذا جاء القضاء ضاق الفضا : مثلى است كه در شعر سنايى هم آمده است : تنگ شد بر ما فضاى عافيت بىهيچ جرم * اين چنين باشد إذا جاء القضاء ضاق الفضا ديوان سنايى ، طهران 1341 ، ص 43 عقل اين مىگفت إذا جاء القضاء ضاق الفضا * جان آن مىگفت إذا جاء القدر ضاع الحذر همان مأخذ ، ص 267